جملاتی از پائولو کوئلیو:

- «روحی که در پیکر ما است کم و بیش تکامل نیافته است. با هر گامی که در فراز و نشیب زندگی مینهیم، در پی ذرات گمشده وجود خویش در کاوشایم. اگر در این پویش، لحظهای بخت یارمان باشد آن گوهر نایافته را در وجود انسانی دیگر مییابیم.»
- «نتوان گفت: بهارا، به امید دیدن و ماندن تو! می توان گفت: بهارا، تو بیا دانه امید به قلبم بنشان! و سفر کن به کجاآبادی، هرزمانی که تو را دلخواه است!»
- «انسان همیشه خواهان دگرگونی و تحول است اما همزمان، سکون و ثبوت را آرزو میکند.»
- اگر به زبان تمامی آدمیان و فرشتگان سخن گویم.... و از عشق بیبهره باشم طبل میانتهی و سنج پرهیاهویی بیش نیستیم، اگر از کرامت غیبدانی و پیشگویی بر خوردار باشم و همه اسرار جهان را دریابم و قلمرو دانش را تمام مسخر کنم و در ایمان چنان راسخ و نیرومند باشم که کوهها را به رفتار آورم و از عشق بیبهره باشم، کسی نیستم. اگر همه دارایی خویش به مستمندان بخشم و جسم خویش را به آتش بسپارم و از عشق بیبهره باشم مرا هیچ سود نخواهد بخشید.عشق بردبار و مهربان است عشق از حسد برکنار است عشق لاف خودستایی نمیزند عشق اطوار ناپسند ندارد عشق به اندک چیزی در خشم نمیآید و اندیشه شر نمیکند و از بیعدالتی خشنود نیست اما با حقیقت و راستی شاد و خرم است همه چیز را تحمل میکند همه چیز را باور میکند و به همه چیز امیدوار است و هیچگاه از پای نمیافتد اما پیشگویها همه شکست میخورند و زبانها همه قطع میشوند و دانشها در غبار زمان پنهان میشوند و دانش ما جزیی است و نبوت ما جزیی است و آنچه جزیی است روی در فنا دارد انچه میماند ایمان و امید و عشق است و از این هر سه، عشق را برترین مقام است.»
- «خداوندُ عشق است، عشقی که پس از نفوذ به درون ما، نرم میکند، ناب میکند، تازه میکند، بازسازی میکند. و درون آدمی را دگرگون میکند. نیروی ارادهٔ انسان را دگرگون نمیکند. زمان انسان را دگرگون نمیکند. عشق دگرگون میکند! زیرا؛ عشق خداوند است و خداوند، عشق است.»
- «دانستن هدف زندگی یا دانستن بهترین راه خدمت به خدا کافی نیست، افکار خودت را به عمل درآور؛ راه، خودش را نشان میدهد.»
- «عمری که با مرگ تمام شود هیچ ارزشی ندارد.»
- دیوانه بمانید اما مانند عاقلان رفتار کنید. خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 9:22  توسط فریبا ملک زاده
|